برف سنگین اصفهان بعد از سال‌ها

برف اصفهان بعد از سالها

صبحی که اصفهان سفید شد، انگار شهر نفس تازه‌ای کشید.

خیابان‌هایی که همیشه خاکستری و شلوغ‌اند، آرام و روشن به نظر می‌رسیدند. صدای ماشین‌ها کمتر شده بود و لبخند روی صورت آدم‌ها بیشتر. برفی که شبانه باریده بود، شهر را غافلگیر کرد؛ برفی که بعد از سال‌ها، نه فقط زمین، که دل مردم اصفهان را هم سفید کرد.
بارش برف در اصفهان اتفاقی نیست که هر زمستان تکرار شود. همین کمیاب بودنش باعث شد ده سانتی‌متر برف، تبدیل به یک خاطره جمعی شود. از صبح زود، عکس‌ها و ویدیوها در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شد؛ میدان نقش‌جهان، سی‌وسه‌پل، کوچه‌های قدیمی و حتی پشت‌بام‌های ساده، همه در قاب‌های سفید جا گرفتند.

مردم خوشحال بودند؛ نه فقط به‌خاطر زیبایی برف، بلکه به‌خاطر حسی که با خودش آورد. حس توقف. حس مکث در شلوغی همیشگی. حس این‌که شهر می‌تواند چند ساعتی آرام‌تر باشد. بچه‌ها آدم‌برفی ساختند، بزرگ‌ترها خاطرات برف‌های قدیم را مرور کردند و خیلی‌ها گفتند: «یادش بخیر، اصفهان یه زمانی زمستونش این‌طوری بود.»
برف اصفهان زود آب شد؛ شاید زودتر از چیزی که دوست داشتیم. چند روز بعد، خیابان‌ها دوباره به رنگ همیشگی برگشتند و فقط لکه‌هایی از برف در سایه‌ها باقی ماند. اما اثرش ماند. این برف کوتاه‌عمر، دوباره بحث کم‌آبی، تغییرات آب‌وهوایی و دلتنگی برای زاینده‌رود را زنده کرد.
برف سنگین اصفهان بعد از سال‌ها، بیشتر از یک پدیده جوی بود. یادآوری بود؛ از این‌که هنوز هم طبیعت می‌تواند حال یک شهر را عوض کند. هنوز هم یک صبح سفید می‌تواند امید را به دل‌ها برگرداند، حتی اگر فقط برای چند روز.
حالا برف رفته، اما خاطره‌اش مانده. و شاید همین کافی باشد تا منتظر صبح‌های سفید بعدی بمانیم.

اصفهان پیش از این برف، شهری خسته بود. خشکی هوا، زمین ترک‌خورده و زاینده‌رودی که بیشتر شبیه خاطره است تا رود، همه‌چیز را به سمت بی‌رمقی برده بود. مدت‌ها بود که باران جدی نباریده بود و گردوغبار روی شهر نشسته بود؛ آن‌قدر که نفس کشیدن هم گاهی سخت می‌شد. این برف، هرچند کوتاه و محدود، برای شهری که مدت‌ها طعم رطوبت را فراموش کرده بود، شبیه یک جرعه آب وسط کویر بود.
از طرف دیگر، آلودگی هوا نفس اصفهان را گرفته بود. روزهایی که شاخص‌ها بالا می‌رفت و آسمان خاکستری‌تر از همیشه بود، مردم بیشتر از هر چیز به یک تغییر نیاز داشتند. بارش برف، هوا را شست؛ نه فقط از نظر علمی، بلکه از نظر روانی. انگار شهر برای چند روز سبک‌تر شد، نفس‌ها عمیق‌تر و آسمان صاف‌تر. شاید این بارش نتواند مشکل خشکی و آلودگی اصفهان را حل کند، اما یادآوری کرد که شهر هنوز هم تشنه است؛ تشنه بارش، تشنه نفس کشیدن، تشنه زندگی.

بارش برف در اصفهان بعد از سال ها

تماس با ما

با نظر دادن راجع به محتوای این مجله ی اینترنتی ما رو خوشحال می کنین. بی صبرانه منتظر خوندنشون هستیم. فقط کافیه روی دکمه ی زیر کلیک کنین.